آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

635

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

بسيار فاسد مستور كرده ، به حكم سمت و شغلى كه داشتند ، داخل خانه عيسويان شده مرتكب همه قسم فحشاء و منكر ميگشتند « « 1 » . ديگر فرقه حنانيان « 2 » ، كه آن را قايل بوحدت وجود و جبر مىدانستند . طايفه يعقوبى « 3 » هم كه در اين عهد نيرومند شده بود ، بشدت هرچه تمامتر طايفه نسطورى را متهم مىكرد . نزاع يعقوبى و نسطورى شعله‌ور شد ، و يعقوبيان برترى يافتند . هواخواه و پشتيبان غيور اين فرقه گابريل رئيس پزشكان ( دوستبذ ) خسرو بود ، كه از كيش نسطورى بعقيده يعقوبى منتقل شد . ميان گابريل سبريشوع شكرآبى رخداد ، زيرا كه سبريشوع او را بسبب طرز زندگى خصوصى كه داشت ، تكفير كرده بود . خسرو گابريل را بسيار گرامى داشت ، خاصه پس از آنكه شيرين طالب فرزند بود ، و معالجات اين پزشك و دعاهاى سن‌سرجيوس موجب شد ، كه فرزندى يافت ، و او را مردانشاه نام نهاد ، مرتبه گابريل بالاتر رفت . وقتى كه شيرين تابع عقيده يعقوبيه شد اين فرقه كاملا تسلط يافت . بعد از فوت سبريشوع شيرين از پادشاه درخواست كرد ، كه گرگوار « 4 » معلم مدرسه سلوكيه را مقام جاثليقى بدهد . انجمنى ، كه على الرسم دعوت شد ، با نهايت اطاعت امر شاه را شنيده گرگوار را انتخاب كردند . اين مردى فقيه و دانا ولى حريص و پرخور بود . پس از چهار سال رياست ، در سنه 608 يا 609 ، وفات يافت و مالى بسيار بجا گذاشت ، كه خسرو آن را بنفع خزانه ضبط كرد . بعد از او مقام رياست كل نصارى سالى چند بىشاغل ماند ، زيرا كه خسرو بنابر نفوذ گابريل و شيرين اجازه نميداد ، كه از نسطوريان كسى بمقام جاثليقى انتخاب شود . اين دو طايفه چندى بمنازعه پرداختند ؛ نزاع سابق ، راجع باينكه آيا در عيسى يك طبيعت است يا دو طبيعت ، مجددا بر روى كار آمد ، و محل بحث قرار گرفت . نسطوريان مهران گنشسب را ، كه از دودمانى بسيار عالى بود ، طرفدار خود كرده و او را بنام گيورگيس « 5 » تعميد داده

--> ( 1 ) - ايضا ، ص 214 . ( 2 ) - Henanlens ( 3 ) - Monophysistes ( 4 ) - Gregoire ( 5 ) - Giwargis